خانه » اخبار » “آقای دکتر رنانی ! الله مولانا!” به قلم مهندس بابک حیدری

“آقای دکتر رنانی ! الله مولانا!” به قلم مهندس بابک حیدری

 آقای دکتر رنانی سلام ، عیدتان مبارک

امروزسالروز تولد امام حسن عسکری(ع) است و امید که نگارش یادداشت زیر در این روز ،مایه خیر و برکت باشد.ان شاالله

وقتی وصف یادداشت “سکوت ملی، امید ملی” را شنیدم، از تدبیر فعال اجتماعی اصفهانی تعجب کردم ولی تامل شرط عقل بود.

دیشب یکی از کانال های فضای مجازی یادداشتی از شما منتشر کرده بود که در ان نوشته بودید:

” اصفهان، به عنوان یک شهر تاریخی با قابلیت‌های طبیعی، اقتصادی و فرهنگی بی‌نظیر به زودی خواهد مُرد مگر آن جامعه مدنی خود را باز یابد و در قالب شبکه گسترده ای از نهادهای مدنی خود را بسیج کند و برای نجات خویش و اصفهان خویش قیام کند.”

 و من تعجب کردم از شکسته شدن “سکوت ملی” دکتر رنانی ، با جستجوی اینترنتی فهمیدم که آن کانال ،  پیام دوسال پیش شما  به مناسبت هفتمین همایش نکوداشت اصفهان را باز نشر کرده است و همین موضوع دلیلی شد برای یادداشت حاضر.

امید است که هم مرضی حق تعالی باشد و هم بندگانش!

 

آقای دکتر!

 

 بارها در هنگام قرائت کلام الهی،  آیه ۴۷ سوره روم را خوانده ایم که خداوند می فرماید:

“وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ رُسُلًا إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَاءُوهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ فَانْتَقَمْنَا مِنَ الَّذِینَ أَجْرَمُوا  وَکَانَ حَقًّا عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ”.

آیه ای که خداوند ، یاری مؤمنان را حقّی بر عهده خود می داند و چه امیدی برای من و شما بالاتر از یاری خدای متعال؟

یا درآیه ۱۰۳ سوره یونس که حق تعالی ، نجات مومنان را بر خود واجب می داند :

“ثُمَّ نُنَجِّی رُسُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا  کَذَلِکَ حَقًّا عَلَیْنَا نُنْجِ الْمُؤْمِنِینَ”

 

 

 

آقای دکتر!

 

 شما بهتر از حقیر می دانید که خدا وعده نسیه نمی دهد اتفاقا وعده هایش نقد نقد است یعنی اگر بشارت بهشت و باغهای مصفا و حوریان زیبا روی و بلورین بدن می دهد،نصرت و یاریش را در همین  دنیای خاکی نیز از بندگانش دریغ نمی کند.

زیره به کرمان بردن است ولی نمونه های تاریخی آن غلبه چوپانی به نام داود است بر جالوت و چه زیباست تعبیر قران در وصف یاری مومنان در آن نبرد و تبیین سنت الهی در تاریخ :”کَم مِن فِئَهٍ قَلیلَهٍ غَلَبَت فِئَهً کَثیرَهً بِإِذنِ اللَّهِ ” ،

موافقید در تاریخ کمی جلوتر بیاییم  تا روایت قران مجید از غلبه سپاه اندک  ۳۱۳ نفره مسلمانان بر سپاه تا بن دندان مسلح مشرکین در بدر را مطالعه  کنیم .

آقای دکتر! چه کیفی دارد وقتی می خوانیم  ” وَلَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ ….. یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَهِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِکَهِ مُسَوِّمِینَ….. وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ”

خود قضاوت کنید واقعا یاری خدا در بدر……حضور ۵۰۰۰ هزار فرشته ……یاری که فقط از جانب خداست  به شرط “…إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا…”،امید آفرین نیست؟

 

آقای دکتر!

 

سرتان را درد نمی آورم ، تاریخ پر است از افتخارات جبهه حق ، اسلام و مسلمین و حکایت یاری خدا  به آنهایی که به او امید داشتند و باور و صد البته خواری و زبونی و خفت مسلمانان و غیر مسلمانانی که خدا را فراموش کردند.

شما بیش از من و امثال من مطالعه نموده اید و بهتر می دانید چگونه شبه جزیره ی ایبری( اسپانیا و پرتغال کنونی)، اندلس شد و چگونه اندلس اسلامی از دست رفت ؟

ایا به یاد دارید وقتی حاکمان دولت‏بنى نصر مسلمان! چنان از خدا غافل شدند که براى از میان برداشتن دیگر حکومت‏هاى کوچک اسلامى در اندلس و گشودن دروازه  شبیلیه  با «فردیناند» پادشاه لیون هم پیمان شدند  و سرزمین اندلس را از خون برادران دینى خود رنگین کردند!

 

 

اقای دکتر!

 

شما بهتر از من  به یاد می آورید فلسطینی هایی را که با  شعار ملیت و خاک و … ،جان و سرزمین شان را به بهای اندکی دادند ولی این روز ها ده ها رزمنده بی ادعای حماس و جهاد اسلامی ، با توکل به خدا  و مقاومت ، ارتش رژیم اشغالگر قدس را خوار نمودند.

 

آقای دکتر!

 در یادداشت “سکوت ملی، امید ملی”  نوشته اید :” نزدیک به ده سال پیش دکتر احمدی میدری  در نشستی گفت «رنانی یأس را تئوریزه می‌کند» یا ” هم دکتر حمیدرضا و هم دکتر محمدرضا جلایی پور گفته‌اند تحلیل‌های رنانی، ضد امید و سیاه نمایانه است.”

حرف اقایان را قبول ندارم! زیرا شما به جامعه امید می دهید ولی

حرفشان را قبول دارم! چون برای دست یابی به امید آدرس غلط می دهید.

 

اقای دکتر!

” هجوم مردم برای رای دادن در انتخابات سالهای ۷۶ و ۸۸ و ۹۲ ”  را حاصل امیدواری روانشناختی  مردم دانسته اید ، به عبارت دیگر رای آوردن سید محمد خاتمی،میرحسین موسوی و حسن روحانی را مایه  امید مردم برای حل مشکلاتشان می دانید و رای نیاوردن آن ها را مایه نا امیدی!

 

شما معتقدید ” اما فقط بعد از انتخابات ۱۳۷۶ بود که آن امید روانشناختی به امید اجتماعی تبدیل شد یعنی پس از انتخابات جامعه به سمت تحرک و تحزب و انسجام و همکاری و تاسیس نهادهای مدنی و کنشگری فعال رفت.”

آیا واقعا فقط با “تحرک و تحزب و انسجام و همکاری و تاسیس نهادهای مدنی و کنشگری فعال”مشکلات جامعه بر طرف شد و می شود.

 

 

اقای دکتر!

 

 بحث سیاسی نداریم ولی واقعا معتقدید اگر آقای میر حسین موسوی – که فاقد صبر استراتژیک در حد سپنتا نیکنام بود- به اریکه ریاست جمهوری می رسید این مرز و بوم گل و بلبل می شد؟

مگر نه اینکه با  امیدواری روانشناختی  فرضیه شما،  اقای روحانی رییس جمهور شدند و -به عنوان مثال – اشتباه راهبردی دولت های اقایان خاتمی و احمدی نژاد را در سرکوب ۵ ساله نرخ ارز تکرار کردند و از یک سو آن را ناخواسته به پاس گل طلایی برای اقای ترامپ تبدیل کرده و از سوی دیگر امید اجتماعی مد نظر جنابعالی را  به باد دادند و امنیت و آرامش فکری  مردم را مشوش نمودند.

 

اقای دکتر!

 

باور کنید تا امیدمان به اقایان هاشمی رفسنجانی ،ناطق نوری، سید محمد خاتمی،محمد باقر قالیباف ،محمود احمدی نژاد ،میرحسین موسوی و حسن روحانی و … باشد و نخبگان جامعه ، مردم را به حل مشکلات با آنان امیدوار کنند به “سکوت ملی، امید ملی” می رسیم.

 

تا زمانیکه بر دوش کشیدن سیصد شهید دفاع مقدس در یک روز را فقط و فقط برای حفاظت از کیان ملی بدانیم! به سیاست “سکوت ملی، امید ملی” می رسیم.

 

تازمانیکه اصفهان را فقط و فقط به زاینده رودش ببینیم و نه تاریخ  ۱۰۰۰۰ساله برگرفته از انوش(ع) و قینان نبی و مسجد شیخ لطف الله و باورهای مذهبی و دینی مردم شهر، به سیاست “سکوت ملی، امید ملی” می رسیم.

مصدع شدم

“شرح این هجران و این خون جگر را” فقط “با آرزوی آب برای زنده رود، هوشیاری و خرد جمعی برای مردم اصفهان و عقلانیت و مسئولیت پذیری برای حاکمان این دیار” به پایان نمی برم و  این مهم را ” تا وقت دگر ”  نمی گذارم چرا که هم زمان محدود است و هم مسئولیت من و شما دو چندان

 

اقای دکتر!

 

 رسالت  نخبگان جامعه  تبیین درست مسیر امید به مردم  است.

مسیری که با فطرت آنان درآمیخته است، همان مسیری  که روزانه ۱۷ بار آن را تکرار  می کنند و می کنیم. باور به “الله معنا!”

باور به حرکت در مسیر ایمان و عمل صالح ، امید افرین است و نه امید به زید و عمر

حرکت در مسیر جامعه دینی، امید افرین است و نه حرکت در مسیر جامعه مدنی که نهایتش غرب آشفته و سردرگم و …… است.

بیایید باورهای مردم را با “او” غنی کنیم.

 

لا تحزن،الله معنا!