خانه » یادداشت » احمد فروزبخش: “من که هستم؟”

احمد فروزبخش: “من که هستم؟”

احمد فروز بخش ، عضو شورای مرکزی کانون اندیشه و تمدن اسلامی

« من که هستم؟» این اولین سوالی است که یک نوجوان در اوایل بلوغ از خود می پرسد. سوالی که پاسخش شکل دهنده ی بخش اعظمی از مسیر زندگی اش خواهد بود، شاید هم تمام زندگی اش.
در مورد تشکل ها و احزاب سیاسی نیز تا وقتی هنوز شکل و شمایل شان هنوز شکل نگرفته می توان به سادگی از کنار این سوال گذر کرد اما وقتی که یک حزب کنش های شکل گرفته تری اتخاذ می کند آنگاه است که یک سوال جدی مطرح می شود «ما که هستیم؟» پاسخ به این سوال یعنی مانیفست یک حزب.
از این رو، شاید بتوان یک حزب را بدون مانیفستِ کاملا مشخص، تاسیس کرد اما نمی توان آن را در دوران بلوغ، بدون آنکه به اعضایش بگوییم که نخ تسبیح چیست، هدایت کرد و تکامل داد.
اما یکی دیگر از کارکردهای مانیفست، کارکرد میان حزبی و جبهه ایِ آن است. مانیفستِ یک حزب، نشان دهنده ی مرزهای همسایگی است. بدین معنا که اگر حزب ما و تشکل دیگری در یک جبهه ی سیاسی و جناحی باشند، تمایزاتی که در مانیفست مشخص می شوند، نقش تعیین کننده ای در شکل دهی به هویت حزبی خواهد داشت.
نقش دیگر مانیفست، که عموما مغفول می ماند و به نظرم در زمانه ای که هم اینک در آن هستیم برای احزاب بالاخص احزاب اصولگرا بسیار واجب است، نقش تشکیل دهنده ی جبهه است. بدان معنا که مانیفست های احزاب می توانند کمک کننده ی مانیفست جبهه باشند.
هنگامی که یک جبهه ی سیاسی با انسداد یا شکست های پیاپی مواجه می شود، بیشتر احتیاج به بازتعریف دارد و این جاست که حزبی که مانیفست دارد مانند انسانی است که در کویر برای هم گروهی هایش آب ذخیره کرده باشد. می بایست یک مانیفست را وسط قرار داد (نه الزاما مبنا). مانیفستی که همه در حدود ۷۰ درصد آن اشتراک نظر داشته باشند. آنگاه می توان جبهه را با کمک آن مانیفست بازسازی کرد و گرنه بازسازی جبهه با همه ی اختلافاتی که بالاخص در همسایگی ها شکل گرفته است، اگر غیر ممکن نباشد، بسیار زمان بر و سخت خواهد بود.