خانه » اخبار » گفتگو با دکتر علی قاسم زاده(قسمت ۴)

گفتگو با دکتر علی قاسم زاده(قسمت ۴)

«جذب نیروهای ناکاربلد در عرصه فرهنگ، کذب محض است»

ببخشید، یک زمانی کاری میکنیم ما که عرصه بر طرف تنگ میشه و اون شخص خودش مجبور میشه بره. یعنی این اتفاق رخ نداده و شما کاملا آن دوستان را آزاد گذاشته بودید برای کار؟

🖊 واقعا همینطور بوده. مثلا گفتم، بهراد خودش خواست که از شهرداری برود. من برایش احترام قائل بودم، حتی بعد از اینکه رفت آقای  بهشتی، ما دو سه جلسه با هم قرار گذاشتیم. می آمد سازمان و جلسه میگذاشتیم. من علاقه مند بودم با مبانی نظری کارهاشون آشنا بشم. مبانی نظری خودمون را هم برای آنها می گفتیم. یک اتاق فکری تشکیل دادیم که آقا بهراد هم می آمد. بعد هم خود ایشان خیلی علاقه ای نشان نداد.
اما کسانی که خود من به جمع بندی رسیدم که نباید باشند، یکی آقای  کربکندی بودند؛ ضمن احترامی که براشون قائل بودم و هستم. یادم میاد بهشون گفتم هر مربی ای، یک تاکتیکی داره. ممکنه در این تاکتیک یک بازیکن روی نیمکت بشینه. این به معنی این نیست که اون بازیکن ضعیف است، در این تاکتیک ممکن است جواب نده. شرایط ایشون با برنامه هایی که من برای ورزش شهر در نظر گرفته بودم خیلی قابل جمع نبود. آن برنامه ها یک نیروی مستقر تمام وقت می خواست. آن مقطع ایشان معاونی داشتند به اسم آقای البرزی که اغلب کارها را ایشان می کردند. خود آقای کربکندی آن موقع از مربیان مطرح لیگ برتری بود. البته در آن روزها تیم نداشت ولی از مربیان مطرح و در معرض بود.
آقای دکتر #صلواتی را هم من یک جلسه خدمتشون رسیدم و گفتم آقای دکتر، یکی از کسانی که مرا با دین آشنا کرد، شما و کتاب عاشورای شما بود. کتاب عاشورای ایشان را من دانش اموز که بودم خواندم و علاقه مند شدم. به ایشان عرض کردم ما علاقه مندیم که شما برای ما کار فکری بکنید. ما حاضریم پشتیبانی کنیم و شما قلم به دست بگیرید و برای ما خاطراتتون را بنویسید؛ دانش خود را بنویسید. اما اینکه شما گرفتار مسائل آب و برق و گاز و… در کتابخانه ها بشوید، فکر میکنم این کار را یک آدم جوانتری هم می تواند انجام دهد. یک چنین صحبتی شد با ایشان و ایشان را‌ هم بعد از این جلسه دیگه خدمتشون نبودیم. من فقط همین چند نفر را خودم به جمع بندی رسیدم.

❓یکسری نقدهایی هست به کل دوران مدیریت قبلی، اما به معاونت فرهنگی یک سلسله نقدهایی وارد است. یکی از اون نقدها اینه که یکسری پرسنل جذب شدند که این افراد؛ اولا سوابق و تحصیلات مرتبط نداشتند و بعضا دارای سطح پایینی از سواد بودند. مورد بعد اینکه، این افرادی که جذب شدند بعدا تبدیل شدند به هسته اصلی و مرکزی ستاد انتخابات اصولگرایان. یعنی اینها به بهانه و دغدغه فرهنگ وارد مجموعه نشدند؛ بلکه آمدند تا پشتیبانی کنند از برنامه ها و اهداف سیاسی  اصولگرایان. امکانش هست در این مورد توضیح دهید که چقدر این مبحث صحت داره؟

🖊 در مورد اینکه اینها انسانهای کارنابلدی بودند، واقعا بی انصافی است. خوب است اگر موردی هست اسم بیاورند. یکی از مشکلات فرهنگی ما همین است. مدام #کلی_گویی میکنیم. بگویند مثلا این ۵ نفر نیرویی که فلانی در دوره اول آورده است، اینها نیروهای ناآشنا به فرهنگ و کارنابلد بوده اند. نه اینطور نبوده است. بچه هایی که من اون مقطع دعوت به همکاری کردم، همشون سابقه کار فرهنگی و تحصیلات دانشگاهی یا حوزوی داشتند. بچه های متخلقی بودند، هنوز هم هستند. مصداقی بگویند مثلا فلان شخص اهل کار فرهنگی نبوده است.

❓بدون اینکه اسمی از کسی بیاورم، مثال میزنم که میگویند معاون فرهنگی فلان منطقه شهرداری دیپلم هم نداشته است.

🖊 غیرممکن است. چون ما یکسری پیش شرط گذاشتیم که شرط لازم بهش میگفتیم. یکی از شرط های لازم این بود که حداقل لیسانس داشته باشند. محال است یکی از معاونان منطقه تحصیلات زیر لیسانس داشته باشد. اگرکسی هست، به اسم بگویند. این تخلف من محسوب میشود، اگر مصداقی نام ببرند بسیار هم عالی میشود. شفاف سازی بسیار عالی است