خانه » اخبار » گفتگو با دکتر علی قاسم زاده (قسمت ۳)

گفتگو با دکتر علی قاسم زاده (قسمت ۳)

 

«در دوران مدیریتم در شهرداری، هیچکس را به خاطر عضویت در یک جریان سیاسی از کار برکنار نکردم»

❓یکی از ایراداتی که به اصولگرایان میگیرند در طول مدت ۱۴ ساله صدارت بر شهرداری اصفهان، این بود که گفته می شود به صورت کامل اصلاح طلبان را از عرصه قدرت خارج کردند؛ یعنی تمام پست هایی که در اختیار اصلاح طلبان بود را ازشون گرفتند و نیروهای خودشان را گذاشتند. به تعبیری یک نوع تک روی و بیان این سخن که ما نیازی به شما برای اداره شهر نداریم و بدون شما امورات را انجام خواهیم داد. آیا این انتقاد به عملکرد اصولگرایان وارد است؟

🖊 در شهر  اصفهان یا در کشور؟ و بعد از اون در شهرداری یا در مجموعه استان و  استانداری؟

❓ابتدائا حوزه شهری و شهرداری را لطفا بفرمایید. چون از سال ۸۲ که شورا به صورت یکدست در اختیار اصولگرایان قرار گرفت، عملا تمام شهر و استان به جز دوره دوساله ۸۲ تا ۸۴ در اختیار اصولگرایان بود.
این اتفاق، مصداق هم داره. به خصوص در حوزه  فرهنگی که به نوعی حوزه تخصصی خود حضرتعالی است. در مصاحبه هایی هم که ما داشتیم، اکثر دوستان همین نکته را بیان میکردند و میگفتند تمام نیروهای ارزشی و توانمندی که امکان کار داشتند را حذف کردند.

🖊 اگر بحث را متمرکز کنید در حوزه ای که خود من مسوول بودم و باید پاسخگو باشم خیلی بهتر است تا وارد حوزه کلان شهرداری و شهر شویم.

❓بسیار خب، اگر اجازه بدید مصداقی عمل کنیم و مورد به مورد بیان کنم. به عنوان نمونه، آقای  بهراد بهشتی را به عنوان کارمند دبیرخانه اتباع بیگانه گمارده بودید و یا اینکه آقای #دکتر_عیدی را به عنوان بلیط فروش موزه هنرهای معاصر به کار گرفته بودید. این مطالب در مصاحبه های قبلی ما هم بیان شده است.

🖊 وقتی من وارد شهرداری شدم در دوره اول که سازمان فرهنگی و تفریحی را مدیریت میکردم، تغییراتی که من دادم، شاید به تعداد انگشتان دو دست هم نرسید. تغییراتی که بخشی از اون را هم خود دوستان استعفا دادند و گفتند ما امکان همکاری نداریم. مثل کسی که الان اسم آوردید. آقا بهراد بهشتی اون زمان معاون فرهنگی بود و خودش اعلام کرد که میخواهم بروم. همان موقع ایشان مامور شدند به استانداری. دفتر اتباع که اشاره کردید زیر مجموعه استانداری است و کاری به شهرداری ندارد. در ان زمان آقای محمود  حسینی استاندار بود. یا آقای کربکندی، ایشان مدیر ورزش شهرداری بودند، هم همزمان درگیر فعالیت های فوتبال حرفه ای هم بودند. در همان کش و قوس که من اومدم زمزمه مربیگری ایشان در لیگ برتر هم مطرح بود. که بعد هم ایشان مربی  برق شیراز شدند. یا آقای دکتر  صلواتی بودند که الان عضو هیات مدیره فعلی هستند. ایشان مسوول کتابخانه ها بودند. یک شخص بازنشسته ای که به نظر می آمد حضور فیزیکی فعال و پویایی نداشتند. این چند نفر را من باهاشون وارد گفتگو شدم. بهراد بهشتی خودش اعلام کرد که نمیخواد باشه.یک مدیر فرهنگی به اسم آقای #کاردان هم زیر مجموعه بهراد بود که جمع بندی ما این بود که دیگر در آن موضع نباشد. آن زمان بدنه سازمان هم روی ایشان حساسیت و واکنش داشت و کاری به ما هم نداشت.
آقای #مقدری هم آن موقع خودشون رفتند. من هنوز اون صحنه در ذهنم هست. جلسه معارفه ای بود که همه مدیران سابق بودند. من با این ادبیات شروع کردم که دوستان؛ من معلمم، وقتی وارد کلاس می شم در اولین جلسه میگم بچه ها، من هیچ سابقه ای از شما ندارم. نمیدونم شما شاگرد درس خوان هستید، ضعیف هستید، بداخلاقید و یا… از امروز عملکرد شماست که به من میگه کی چکاره است و من هیچ کاری به گذشته شماها ندارم. هیچ پیش داوری و قضاوتی هم نخواهم کرد. ما میخواهیم باهم کار کنیم و هرکس هرکاری میکرده است به کار خودش ادامه دهد، طبیعتا ما ایده هایی داریم که آن ایده ها را با هم به اشتراک میگذاریم. شیوه من هم، شیوه اقناعی است. گفتگو میکنیم و به جمع بندی می رسیم. در همان جلسه یکی از کسانی که گفت آقا من حاضر به همکاری نیستم، آقای  مقدری بود. آن زمان مدیر #فرهنگسرای_همت بود ایشان، گفت من همکاری نمیکنم و حاضر نیستم بمونم. سازمان یک معاون مالی هم داشت که از بچه های شهرداری بود ایشان هم قبل از اینکه من در مورد تغییر شان تصمیمی بگیرم خودشان گفتند علاقمندند به شهرداری برگردند. بلیط فروشی آقای عیدی را هم من اصلا نمیدانم قصه اش چیست. چند وقت قبل در یک کانال به نقل از یکی از اعضای شورای شهر این مطلب را خواندم تعجب کردم. انتظار داشتم آقای عیدی مطلب را باز کند ببینیم داستان چه بوده است. یک شوخی بوده است برخی جدی گرفته اند؟ یا خدای ناکرده یک بهانه و مستمسک برای برخی از تصمیمات احساسی است که منطقا توجیهی ندارد.در خاطره و سابقه کاری من با جناب عیدی چنین چیزی ثبت نشده است.

❓یعنی هیچکدام از این دوستان تحت فشار نبودند به هیچ وجه؟

🖊 نه.