خانه » اخبار » گفتگو با دکتر محسن نصری: ” آسیب شناسی جریان انقلابی پس از انقلاب(بخش اول)”

گفتگو با دکتر محسن نصری: ” آسیب شناسی جریان انقلابی پس از انقلاب(بخش اول)”

باسم الله الرحمن الرحیم

کانون اندیشه و تمدن اسلامی:

خیلی خوشحال هستیم که در خدمت شما هستیم. کانون اندیشه و تمدن اسلامی سلسله گفت و گوهایی را طراحی کرده که  هدفش با نشاط کردن فضای سیاسی جریان اصول گرایی است.

به این نتیجه رسیدیم که  در شرایطی که  پس از انتخابات پرچالش سال ۱۳۹۶ هستیم و جریان اصولگرایی در کل کشور در انتخابات ریاست جمهوری و هم چنین در سطح شهر اصفهان، در انتخابات شورای شهر اصفهان  موفقیت نداشته علت این عدم موفقیت را با نگاهی تاریخی ، تحلیل کنیم

لذا بررسی هایی  انجام دادیم و به این نتیجه رسیدیم که چارچوب بحث تحلیلی بر عملکرد جریان اصولگرایی در دوره های مختلف پس از  انقلاب –  که می تواند متناظر با دولتهای مختلف از موقت تا یازدهم باشد – را در قبال  چالش هایی که برای انقلاب پیدا شده  بررسی کنیم.

لذا اگر موافق باشید  گفتگو را با بررسی گذرا بر عملکرد  جریان اصولگرایی -که در ابتدای انقلاب اسمش خط امام و در اواسط دهه ۶۰  جناح راست بود – در دوران آقایان بازرگان ، بنی صدر ، موسوی آغاز کنیم.

 

آقای محسن نصری:

باسم الله الرحمن الرحیم .

خداوند را سپاسگزاریم که توفیق شد محضر بزرگواران و عزیزان انجام وطیفه کنیم .

چون فرمودید کوتاه و گذرا به دو مثال در دهه ۶۰ اشاره می کنم تا سالهای بعد را دقیق تر بررسی کنیم.

به نظر بنده  یک اصل مشترک کلی برای قضاوت و آسیب شناسی همه جریانها وجود دارد و ان نحوه ارتباط با حضرت امام و بعد هم حضرت آقا است .

یکی از موضوعات چالشی پس از بحران های اولیه انقلاب ،موضوع نخست وزیری اقای موسوی و اعتراض  ۹۹ نفر از نمایندگان مجلس بود.

آقای بادامچیان در یک سخنرانی داستان ۹۹ نفر را با بحث مولوی و ارشادی توجیه کرده و بیان می کند توصیه‌ی حضرت امام درباره نخست وزیری اقای  موسوی ارشادی بوده است و نه مولوی! . لذا اعتراض و واکنش ما درست بوده است.

اما به نظر شما برای آدم های که می گویند انقلابی هستیم  یا اصولگرا یا هر عنوانی دیگری که بگوییم – و معتقدند از  تو به ‌یک اشاره …. –  و به نوعی جریان انقلابی ارزشی ولایتمدار هستند درست است به اجتهاد خودشان عمل کنند .

یا پس از داستان مک فارلین بخشی از بخشی از جریان راست در مجلس ، نامه ای نوشتند که اقای  ولایتی در مجلس پاسخ دهد که چه اتفاقی افتاده است.

در همان زمان امام نهی بزرگی کردند و  گفتند شما همان کار رادیو اسرائیل یا آمریکا را انجام دادید که وزیر خارجه را می‌خواهید درگیر کنید

 

کانون اندیشه و تمدن اسلامی:

به نظر شما تبعیت از ولی نداشته اند یا زمان شناس نبوده اند؟

 

آقای محسن نصری:

به طور دقیق نمی توانم بگویم تبعیت از ولی نداشته اند یا امام را قبول نداشتند  بلکه تحلیل سیاسی درستی نداشتند.

در شرایطی که در اوج جنگ تحمیلی هستیم وامام محور همه مسایل را دفاع مقدس می دانند ، وحدت داخلی همه مسئولین مهم است و نباید این مسائل به طور گسترده مطرح شود که منجر به شکاف بین مسئولین شود.

پس نه تنها زمان شناس نبودند بلکه بصیرت لازم را هم نداشتند.

از سوی دیگر کار  تبیینی مناسب هم نکرده اند  و اگر در بزنگاه‌های سیاسی که حضرت امام موضع‌گیری – به زعم اقایان ارشادی هم – کرده اند دلیل مواضع خود را به خوبی تبیین نکرده اند و در نتیجه داستان و جریان ۹۹ نفر یا موارد مشابه باعث می شود به اسلام آمریکایی معروف شوند و نتیجه اش می شود مجلس سوم و ترکیب آن.

 

 

کانون اندیشه و تمدن اسلامی:

عملکرد  جناح راست  در  دوره  آقای هاشمی چگونه براورد می کنید؟

آقای محسن نصری:

در ابتدا یاداوری کنم ایشان در شرایطی رئیس جمهور شد که  داستان اقای منتظری رخ داده، جنگ پایان یافته، امام فوت کردند و کشور یک ویرانه بیشتر نیست و مسائل اقتصادی و مشکلاتی داریم .

لذا اقای هاشمی گفت دولت من ، دولت کار است و خودم به اندازه همه دولتم سیاسی هستم .

ولیکن نتیجه این کار اقتصادی با ان تفکر تعدیل،  تورم ۴۹ درصدی، استقراض خارجی و مشکلات بدهی بانک‌های خارجی و بدتر از همه جریان و تفکر اشراف  شد.

اما جریان چه اشتباهی کرد ؟

یک بخشی با آقای هاشمی رودربایستی یا حداقل سکوت کرد. چون آقای هاشمی خیلی بزرگ بود، می‌گفتند ما مقابلش نمی‌توانیم بایستیم و در مقابل عملکرد اشتباه آقای هاشمی و فضای نامناسب اقتصادی سکوت کردند

بخش دوم  به تعبیر من “آب” را خوردند ، یعنی آلوده شدند

خدا در آیات ۷-۲۴۶ سوره بقره و در داستان نبرد طالوت و جالوت می‌فرماید ” إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِیکُمْ بِنَهَرٍ ” .

هنگامی که سپاه طالوت به نهر آب رسیدند در موضوع آزمایش ” آب خوردن”  سه دسته شدند.

یک عده آب خوردند و گفتند آقا این حرفها چیه!  تشنه هستیم و عقلانیت حکم می‌کند چون می خواهیم بجنگیم آب بخوریم

یک عده‌ی بنا بر توصیه طالوت به اندازه  یک کف دست بیشتر نخوردند و عده‌ی خیلی کمتری -که در روایات داریم از سپاه ۸۰ هزار نفری طالوت ۳۱۳ نفر بودند – اصلا آب نخوردند.

اینهایی که آب نوشیده بودند هنگامی که  به دشمن رسیدند گفتند: ” لا طافه لنا الیوم بجالوت و جنوده”  ما که با این سپاه جالوت و توپ و تانک زیاد نمی‌توانیم بجنگیم. الان هم می‌گویند “لاطاقه لنا الیوم به آمریکا و جنوده ” مگر می‌شود ما مقابل آمریکا بایستیم .

یک عده‌ای که آب را نخورده بودند گفتند ” کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله ” رفتند و جنگیدند و پیروز شدند.

به عبارت دیگر  بخش دیگری ، متاسفانه آلوده شدند ، گرفتار آقای هاشمی شدند و مرتب سنگ آقای هاشمی را به سینه زدند.

بخش سوم  متاسفانه تحلیل درستی نداشتند و گفتند که آقا که حرفی نمی‌زنند و تازه می‌گویند دولت خدماتش زیاد است و دارد کار می‌کند،پس ما هم سکوت کنیم.

در حالی که همان موقع آقا هم علنی و هم خصوصی درباره نقش تکنو کرات ها در اقتصاد و … صحبت می کردند و در داستان تعدیل اقتصادی دولت دوم آقای هاشمی که منجر به  آشوب و بحران‌های اسلامشهر و مشهد و … شد ، موضع تندتری گرفتند .نهایتا این گروه اصلا تحلیل شان تعطیل بود .

کانون اندیشه و تمدن اسلامی :

اگر حضور ذهن داشته باشید بزرگانی همانند مرحوم حاج اقا پرورش یا اقای توکلی در قالب رقابت ریاست جمهوری با اقای هاشمی محاجه کردند ،ایا این انتقادات را کافی نمی دانید؟

آقای محسن نصری:

شما هم اگر یادتان باشد در همان زمان  جریان راست – به ادبیات مرسوم سیاسی آن روز- تمام قد پشت سر اقای هاشمی بودند و اقای توکلی را تنها گذاشتند.

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران به عنوان محور جریان راست از اقای هاشمی دفاع کردند.حتی روزنامه رسالت – که یک زمانی اقای توکلی سردبیر آن بود- از اقای هاشمی دفاع کرد.

موتلفه اسلامی به محوریت آقای عسگراولادی هم از اقای هاشمی دفاع کرد .

پس در واقع عملکرد اقای هاشمی و سیاست تعدیل اقتصادی را نقد نکردند و تفاوت ارای اقایان هاشمی و توکلی هم معنا دار است. اقای هاشمی حدود ۱۰٫۵ میلیون رای می اورد و اقای توکلی حدود ۴ میلیون.

خود بنده و بخشی از جریان انقلابی هم به دلیل انتقاد به سیاست تعدیل اقتصادی به اقای توکلی رای دادیم.

البته بخشی هم معتقد بودند اقای توکلی توان لازم برای اداره کشور را ندارد ولی برای مقابله با اقای هاشمی به اقای توکلی رای دادند.

 

کانون اندیشه و تمدن اسلامی:

دوران الان خیلی شبیه به دوره‌ی آقای هاشمی است . به نظر می رسد در دوران دولت اقایان احمدی نژاد و روحانی هم خیلی ها رودر بایستی داشتند. دارند و بخشی هم مشکل تحلیل اشتباه دارند.راهکار چیست؟

آقای محسن نصری:

آقا میگویند ” بصیرت”

یک بخش از  آسیب‌های جریان انقلابی این است که در  تحلیل سیاسی هیچ کاری به قرآن و روایت و اهل و بیت و تاریخ اسلام ندارد. حرفها و سخنرانی های مان از اول تا اخرش به آمریکا و اسرائیل و چپ و راست و احمدی نژاد و روحانی و هاشمی بر می گردد و یک آیه‌ی قرآن در آن نیست . یک داستان از تاریخ اسلام در آن نیست .در واقع  تحلیل مان بر مبنای مبانی اسلام نیست و فقط مسایل  سیاسی است.

واما  نکته‌ بعدی این که امروز ۶۵% جامعه ۸۰ میلیونی ما بعد از انقلاب به دنیا آمدند و بخش اعظم از جامعه‌ نگاهشان به اصلاح طلب و اصولگرا نیست. کارآمدی نظام را می‌بینند می‌گویند هر کسی می‌خواهد باشد ولی کارآمد باشد. با فساد مبارزه کند با رشوه خواری مقابله کند تولید ایجاد کند. تورم را کنترل کند.

ما چقدر جامعه‌ واعتراضات مردم ودیدگاه مردم را مطالعه می‌کنیم. آشوب های دی ماه  که رخ داد من به دوستان گفتم اگر غیر از این باشد ایراد دارد.

من باید یک ماه حقوق نگیرم تا بفهمم کارگری که اخراجش کرده اند یا کارگر بازنشسته‌ای که ۶ ماه است حقوق ندارد،  انقلاب که هیچ،  خدا و پیغمبر هم بعید است برایش مانده باشد ولی برخی از مسئولین نمی فهمند  چون همیشه در اتاق دربسته بودند .

 

 

کانون اندیشه و تمدن اسلامی :

اگر سکوت جریان راست به شرایط اقتصادی دوران اقای هاشمی و عدم انتقاد جدی آن ها به وضع موجود را از عوامل دوم خرداد بدانیم به نظر شما جریان راست چه ایرادات دیگری داشت که در پیدایش دوم خرداد موثر بود؟

به عیارت دیگر چرا مردمی که ۱۰ سال قبل در انتخابات مجلس سوم،  بین دوراهی ساختگی اسلام امریکایی و اسلام ناب ، اسلام ناب (جریان چپ) را انتخاب می کنند. این بار به سراغ همان جریان چپی می روند که دیگر شعارهایی از جنس اسلام ناب نمی دهد؟

آقای  محسن نصری:

اول اینکه اقای ناطق چهره ای تکراری بود و مردمی که به سیاست های اقای هاشمی منتقد بودند ، معتقد بودند ایشان همان مسیر را می رود بنابراین گزینه اقای ناطق را قبول نکردند.

نکته بعدی اینکه تحلیل سیاسی سران جناح راست از شرایط جامعه با مطالبات و دیدگاه های همه اقشار مردم همراه نبود.

نکته سوم اینکه قاطبه مردم دغدغه دعوای اسلام ناب و آمریکایی را نداشتند بلکه می گفتند نظام جمهموری اسلامی است و حضرت آقا رهبر هستند و دغدغه اصلی  آن ها شرایط نامناسب  اقتصادی،تبعیض اقتصادی ،تورم ۴۹ درصدی و…. بود.

که همه مسایل فوق حکایت از یک مشکل قدیمی جریان راست است: عدم تحلیل درست و تصمیم گیری در اطاق دربسته.